عبد الله قطب بن محيى

56

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

تجمل تمام به مملكت دربردند و بر تخت نشاندند ، آنجا بر تخت نشست و به دل امن به پادشاهى و كامرانى مشغول شد . اكنون آن مملكت كه اوّلا مذكور شد ، مثل اين جهان است و ساحل بىآب و گياه مثل آن جهان ، و مؤمن كه پيوسته تقديم عمل صالح مىكند كه : برگ عيشى به گور خويش فرست * كس نيارد ز پس ، تو پيش فرست و در جهان به مشقت و سختى به سر مىبرد و هرچه بر آن دست يافت ، ذخيرهء آخرت خويش مىسازد و در راه خداى عزّ و جلّ صرف مىكند ، آن پادشاه زيرك است ؛ چون او را به ساحل آن جهان انداختند ، غلمان و حور كه به پاداش كردار او آفريده گشته‌اند مىآيند و او را به قصرها و سرابستان‌ها كه به اعمال خويش آن را بنا كرده - چنانچه در حديث آمده كه « انّ الجنة قيعان و انّ غراسها سبحان اللّه » الحديث - مىبرند ، و بر ارائك به پادشاهى جاويد مىنشانند كه « اهل الجنة ملوك » اكنون نادانان كه به عيش و خوشى اين جهان مشغولند و انديشهء آخرت خويش نمىكنند تا آن ساعت كه ايشان را برهنه در گور نهند ، كه ساحل بىآب و گياه است ، و خود بازگردند ! آن پادشاهان جاهل‌اند كه حقيقت حال نمىدانستند تا آن زمان كه ايشان را برهنه كرده ، در ساحل سرمىدادند و عريان و گريان در بيابان سرگردان مىگشتند ، جز آنكه ايشان آخر بميرند و برهند ! اما جاهل كه در ساحل آن جهان افتاد هرگز نميرد كه لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى - و يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ما هُوَ بِمَيِّتٍ . « 1 » و آن دوست مهربان كه پادشاه را راه نمودى كرد و از حقيقت حال آگاه گردانيد ، مرشد « * » است كه آدمى را از ناپايدارى اين جهان و ظلمت و وحشت آن جهان كه

--> ( 1 ) . سوره اعلى ، آيه 13 و سوره ابراهيم ، آيه 17 « در آن نه مىميرد و نه زندگى مىيابد و مرگ از هر جانبى به‌سويش مىآيد ولى نمىميرد » . ( * ) . ظاهرا منظور از مرشد ، مرشد كل و خاتم رسل ، پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و ائمهء اطهار عليهم السلام مىباشند ، همان گونه كه در دو مكتوب 198 و 256 ، اشاره شده است . ( ويراستار )